|
می دونم که دلم تنگ می شه
چه روزهای به درد نخورییییی
فکر می کنی من نبایدباهات حرف بزنم؟
پس چرا اسمون دور شده؟
من دیگه ک یمی تونم تو رو ببینم ؟
می گن از صدای ادم های بد بدت می یاد
پس ما چه کنیم؟
نمی دونم چرا آپ میکنم. قدیما وقتی بهم فشار می یومد کسی رو نداشتم این جا میومدم قرارمون همین بود.ولی الان چی؟ بهم فشار اومده ؟از کجا؟ از کی؟ شایدم تقصیر خودمه البته که همیشه تقصیر خودمه شنیدم گفتی اگه بنده ای بد باشه دعاشو مستجاب می کنی که دیگه صداشو نشنوی منم بدم؟ اگه بدم پس چرا تو بهم خوبی می کنی ؟باور نمیکنم چون هنوز تو سجاده ام هستی.اگه من بدی کردم دلیلش درونی نیست.. دوست دارم عوض بشم.یا عوضی بشم به هرحال جز این راه راهیدیگه نیست کاش ببندم چشمامو برگردم ۱۰سال پیش .برگردم که این روزا رو نبینم حال خودمو نمی فهمم. هنوز نمی دونم چی می خوام .نمی دونم کارام درسته؟ کی واقعیه؟ دیروز دربارش حرف زدیم..میگفت:همه ما کثیف داریم میشیم اون یکی گفت:همه نه جامعه اماری همیشه نه خوبه نه بد. دیگری گفت:ماتکراری شدیم .میگفت:دیگه بلد نیستیم دوست داشته باشیم داشتم به دوست داشتنام فکر می کردم.چی دوست دارم؟ یه سبد گل! یه نگاه معکوس! انگشتامو دوست دارم! صدامو! ایینه اتاقمو دوست دارم! اونم مثل من تکراریه خسته شده از من! از بو کردن وای دلم تنگ شده بو کنم !کی اینارو ازم گرفت؟ یادم رفته که روزی شنیدنم دوست داشتم.یادم رفته برگردیم به خودم؟! من همیشه ما بودم اصلا تنها نبودم ولی تنهایی رو می شناختم. نگاه می کردم به ادما واسه خودم زندگی شونو می نوشتم.انگشتامو لای هوا می زاشتم نازش می کردم باروون معکوس من بود هر چی نگاش می کردم نگاهم می کرد یادته چقدربو می کردم؟ بوی همه روزها همه فصل ها آدم ها رو بلد بودم بگم دیروز بغلت کردم نفهمیدم بوی نرمیه تنت همون بوی بچگی هامه؟ به نظرت من از نوزادی تا الان چقدر بد شدم؟ دلم دیگه صدا نداره .مثل همه ادم ها فقط می زنه. واسه چی می زنه؟ تازه دکتر می گفت ۲بار می زنه تو عاشق ۲نفری؟؟؟؟؟؟ واسه فرشته هات نامه می نوشتم ولی الان باورمو مثل همه آدم ها از دست دادم می خوام بر گردم. کسی نیست که دوست داشتنه منو دوست داشته باشه؟ یه بار دیگه خدا جون
اون موقع ها وقتی چیزی می خواستم بگم که کسیو واسه حرف زدن پیدا نمی کردم می یومدم این جا.کاش کسی بود بش بگم.... دلم واسه این جا تنگ شد عین ظهرجمعه شد .دلم تنگ شده.واسه بچگی بی خود نیست میگن دنیای بچیگی عالمه پاکیه.چقدر بزرگ شدم چقدر فرق کردم چه روزایی رو از یادبردم. دلم تنگ شده واسه پشت در دستشویی نوبت وایسادن تو حمام اواز خوندنه دسته جمعی که صدامون اکو ضبط بشه واسه همه که بزرگ شدن واسه روزایی که چیزای با ارزشمونو تو باغچه چال کردیم ادم هر چی بزرگ تر می شه احمق تر می شه همیشه می خواستم تجربه کنم .ولی گاهی تجربه از تجربه گر چیزی باقی نمی زاره وقتی بزرگ می شی اشتباهات بیشتر میشه وقتی بزرگ می شی گناهات بارش سنگین تره چه احساسه مزخرفی.اولش خوبه بعدش....................... تشنمه.. بیشتر از همیشه خوابتو می بینم ندیدمت ولی دلم تنگ شده.توی اتاقت منتظرم ولی چرا بالای سرم سقف نداره؟ بیشتر از اونی که بابا تعریف می کنه می بینمت این ۵شنبه می یام می دونم ازم شاکی هستی .ولی می خواستم تنهایی مو قسمت کنم راه رو اشتباه رفتم فکر کردم مثل قدیما بازی می کنیم ولی نشد که بشه کی می یای دنبالم؟
دوستت دارم چه سوتفاهم جالبی می شه منم داشته باشم ؟ می شه منم بهش دست بزنم ؟ چه نرمه چه نازه همیشه این طوریه؟می گن خوشمزس... ولی کسی بش نگفت که ممکنه زشت بشه.سخت بشه .گاهی خفت کنه داشتم خاطراتمو واسه همیشه مرور می کردم حالا می فهمم مامان چرا می گفت کاش بعضی چیزا ازیاد می رفتن. به نظرم اگه حتی مال خودت نبود به فکرش باش
ساکت و تنها چون کتابی در مسیر باد می خورد هر دم ورق اما . هیچ کس اورا نمی خواند برگ ها را می دهند بر باد می روند ازیاد هیچ چیز از اونمی ماند . بادبان کشتی او در مسیرباد مقصدش هر جاکه باداباد! بادبان را ناخداباداست لیک اورا هم خدا.هم ناخداباد قیصر
بوی پاییزه امسال مثل هر سال نبود اخه مدرسه ای به کار نیست بد بخت باید خوشحال باشی که مدرسه پرررررررررررر دیروز این طوری داشتم فکر می کردم خونمون خفه شده بود یعنی مامانی بابایی مزاحمی به کار نبود دیدم می شه لنگ در هوا بود مام اره شدیم فک کردم از این روزای تکراری خسته شدم اره اره خسته شدم چی می شد شوهر می کردم نه نه نمی شد با حساب این که من ۱۰۰تا رئیس دارم این فکر مجهول و واهیتازه یکی دیگرو دیوونه می کردم گناه داشت از خودم پیاده شدم یعنی رو پاهام وایسادم بیشتر که فک کردم گفتم عاشق بشم خوبه خوش می گذره دوره هم با صفاس بعد دیدم نه بابا عاشقی درده سر داره خب پس چیکار کنیمممممم حوصلمون سر نره درس ! وای چه فکری خب احمقانس چون گند زدم به دانشگاه دیگه فکرم نیومد باور کنید زورمو زدم اخرش گوشیم زنگید بروبچ دارن می رن بستنی چون فردا ماه رمضونه مام رفتیم اقا چه رفتنی هیچی دیگه رفتیم .......خوردیم زدیم یکم کثافت کاری کردیم بد اومدیم خونمون نتیجه :یه داداش دارم می گه تو هر موقع فک می کنی می رینی به زندگی یهدسته ادم البته ایشون همیشه بعد از این حرف دمپایی تو دهنش می خوره ولی مجبورم قبول کنم چون روزام چیزی نداره که من بهش فک کنم
خواستم بگم برو کنار می خوام حرف بزنم تو دوباره خود شیرینی کردی مردشورتو تمام تخم چشماش پره دختره اخه همش داره طرف دخترا رو می گیره! بزن بغل چسبناک دهنشو تمام باز می کنه بد زارررررررت می زنه زیر خنده کف کرده !!! همه به چشم دیوونه بهش نگاه می کنن البته یک سری به چشم یه ادم جلتنمن (خاک بر سرشون ) زدمش کنار اخه زیادی بالا منبر رفته بود بوق بوق من اومدم قرمز شد از عصبانیت هر چی می گفتم پوز خند می زد من هیچی به روم نیووردم حرفام که تموم شد اومدم پایین جلوم وایساده بود نگاه می کرد دستم می زد پام رفت رو پاش فشار دادم بعد قیافمو براش ساختم گفتم اوه ببخشید( اخیش دلم خنک شد)
دلم تنگ شده دیوونه دلم تنگ شده برای اون موقع ها همش وقتی برقامون می ره یاد اون موقع ها می کنم اگه فایده ای نداشت ضررم نکردیم برقامون رفت مگه نه؟!
رفته بودم سر حوض، تا ببینم عکس تنهایی خود را در آب ، آب در حوض نبود! ماهیان میگفتند:((هیچ تقصیر درختان نیست.)) تو اگر در تپش باغ ، خدا را دیدی ، همتی کن و بگو امروزم سرگرمیم من با تو تو با من چرا یادم نمی یاد قبلا خدایی بود بین ما قصه تلخی بود !!!!!!!!!!!! چی می شه که این طوری می شه ؟ می خوام بنویسمش شاید کسی خوند یکی از دوستام بود ولی حالا برام غیر قابل تحمله وقتی از لذتش وقتی پیش دوست پسرشه می گفت بدنم می لرزید دوست داشتم حداقل یه کشیده رو واسه بیدار شدنش بزنم ولی... چند سال پیش با یه پسر دوست می شه خیلی همدگرو دوست داشتن ولی بعدیه مدت باباش می فهمه اون وقت به اولین پسری که می یاد خواستگاریش مجبورش می کنه جوابه بله بده ولی دوستیشو با پسره تموم نکرد شوهره ارومی داشت متین و با نمک چیزی جز خنده تو صورش نبود چشمای سیاهش فقط زنشو می خواست ولی خبر نداشت که شریک فرداش روزای تنهاییشو با یه نفر دیگه تو رختخواب شوهرش طی می کنه روزایی که شوهرش نیست با هاش سر می کنه اجازه می ده بجای شوهرش سرشو بزاره کنارش این رسمشه این چه گناهیه که تحملش برای من که هیچ جزیی از این موضوع نیستم سخته .لذت روزایی که با پسره هست براش بیشتر از شب هایی که شوهرش با عشق کنارشه خدایا تو که می دونستی پس چرا؟؟؟
چرا این جا اومدم رو نمی دونم فقط می دونم یکم فرق کردم بچه باحال شدم مثلا دانشگاه مجاز شدم ولی خیلی کم شانس دارم ولی امیدم هنوز به خداست فکر می کنم خیلی خوب شدم از اون طرف بد شدم نمی دونم چی دارم می گم خاک تو سرش ؟قربونم بری¤ |
About![]()
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی ست Archives88/06/01 - 88/06/3187/10/01 - 87/10/30 87/08/01 - 87/08/30 87/06/01 - 87/06/31 87/05/01 - 87/05/31 87/04/01 - 87/04/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 Links
سکوت ما فریاد ماست |